گفتی حرفاما بنویسم که یادم نره . که یادم بمونه چی می خوام بهت بگم از چی دل گیرم. که چرا اینقدر بهونه گیر شدم. کاش بفمی بهونه گیری هام الکی نیستند ، یه چیزی این وسط بینمون کمه یه چیزی باید باشه که نیست. من تو رو نمی فهمم تو هم منو. تو همیشه حرفای منو به چرت و پرت تعبیر می کنی در صورتیکه این حرفا همون چیزائیه که منو داره آب می کنه! خودت خوب می دونی من تشنه ی مهر و محبت نیستم اصلاً نمی خوام عشقو ازت گدائی بکنم. من بارها ازت خواستم که این رابطه کات بشه که منو تو برای هم ساخته نشدیم که ادامه دادن این رابطه جز اعصاب خوردی چیزی نداره نه اینکه فکر کنی دوستت ندارم نه ؛ نمی خوام بیشتر از این از هم دور بشیم؛ می خوام همون یه ذره خاطره ی خوبم که باهم داریم محو نشه و تو یادمون بمونه لااقل ...
من خیلی راهها رو امتحان کردم ؛ چقدر باهات حرف زدم ؛ چقدر بهت گفتم که چی ناراحتم می کنه که ازت چی می خوام؛ چقدر برای حفظ رابطمون از خودم گذشتم چون تو می خواستی .الان که فکرشو می کنم تحمل اون همه فشار روحی سال گذشته کار حضرت فیل بود البته من اثراتشو دیدم و هنوزم دارم می بینم ؛ افسردگی من به خاطر هموناست.
آره من لوسم؛ طاقت بی تفاوتی رو ندارم .به نظرت انتظار بی جائیه وقتی دلم می خواد جواب SMS هامو بدی؟ یا اینکه اون روز که می گم می خوام برم تنهائی بیرون ظاهراً هم که شده نگرانم بشی ؟ یا اینکه یه کم خودجوش باشی؟ کاش می فهمیدی من دلم می خواد روحت با من باشه ...
دلم خیلی خیلی برای خودت تنگه برای خود خودت. برای همون نیمائی که همیشه قلبم براش می تپید برای همونی که هر وقت باهاش بودم شبش تا صبح روسریمو تو بغلم نگه می داشتم که بوشو بده .
تصمیمو گرفتم تو این رابطه چیزی نمونده که امتحان نکرده باشیم. همه ی راهها رو رفتیم. تو هم خیلی برای حفظش تلاش کردی بعضی وقتها از اینکه نذاشتی رابطمون تموم بشه خیلی خوشحال بودم از اینکه تو رو دارم از اینکه قلبم برات می زنه اوه چقدر خداوند رو به خاطر داشتنت شکر کردم به خاطر اینکه بهم اجازه داد لذت دوست داشتنو بچشم ولی دیگه ظرفیتم تکمیل شده دیگه از این حس تایر زاپاس بودن خسته شدم ...
دیگه نمی تونم ...
راستی بهت نگفتم ولی از اینکه کار انتقالیت درست شد و خدا جواب دعاهامو داد؛ خیلی خوشحال شدم.
دوستم داشته باش، بادها، دلتنگاند
دستها، بیهوده، چشمها، بیرنگاند
دوستم داشته باش، شهرها میلرزند
برگها میسوزند، یادها میگندند
باز شو تا پرواز، سبز باش از آواز
آشتی کن با رنگ، عشق بازی با ساز
دوستم داشته باش، سیبها پوسیده
یاسها خشکیده، شیر هم ترسیده
دوستم داشته باش، عطرها در راهاند
دوستت دارمها، آه، چه کوتاهاند
دوستت خواهم داشت، بیشتر از باران
گرمتر از لبخند، داغ چون تابستان
دوستت خواهم داشت، شادتر خواهم شد
نابتر، روشنتر، بارور خواهم شد
دوستم داشته باش، برگ را باور کن
آفتابیتر شو، باغ را از بَر کن
