آموزش دفاع شخصی ! آموزش دفاع شخصی !
مجموعه آموزش دیم ماک
در برابر خطرات از خود دفاع کنید
مجموعه جامع تمرینات یوگا
مجموعه ای بسیار عالی برای سلامت
آموزش تمرینات به صورت ساده و جذاب
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 12 آبان ماه سال 1388

آخ من سر این عشق چه رنج هایی که نکشیدم (دلم کباب شد برای خودم)   

اومدم چند نمونه از تهدیدهای برادر عزیزم رو بذارم. می گم عزیز چون واقعاْ برام عزیزه و دوستش دارم خوب غیرتی شده دیگه!! از طرفی نیست دوستاش من رو با نیما دیدند و بهش خبر دادند احساس می کنم براش گرون تموم شده آخه تو حرفاش به مامانم می گه "این آبروی منو برده" 

"به کوروش کبیر قسم که سر حرفم هستم ببین اینقدر رو حرفم هستم که قسمم کورش کبیره "و یا

"به خون ریخته شده ن*د*ا  بلدم باهات چیکار کنم "  

تا امروز که هیچ کدوم از حرفاش رو عملی نکرده ولی منتظر فرصت که منو تنها گیر بیاره آخه من توی خونه دو تا بادی گارد دارم !!  

بابام فقط اعصابش داغونه از طرفی من می دونم که داداشم یه چیزایی می دونه ولی کسی باورش نمی کنه به خاطر همین شری تر می شه... 

نمی دونم چه جوری قضیه رو فرمالیته کنم... آخه چند سال پیش که با نیما بودم از بس اذیت شدم رفتم به بابام گفتم بابام هم رفتند با نیما صحبت کردند و قرار شد دیگه هیچی بینمون نباشه ولی خودم طاقت نیاوردم و باز زنگ زدم به نیما و ...

حالا چه جوری جرات بکنم و به بابام بگم که باباجون طاقت نیاوردم و این همه سال بهت دروغ گفتم... 

البته ناگفته نماند که نیما هم خیلی اصرار داره که بیاد خواستگاریم و یا اینکه بره پیش بابام ولی خودم دچار ضد و نقیض شدم با خودم می گم که چی بشه؟ ازدواج کنم که چی ؟ خلاصه که کلاً گه گیجه گرفتم! 

امشب قراره نیما رو ببینم اونم کجا؟ یه کم مونده به خونمون... برام از درختشون سیب چیده آخه 

Sign by Danasoft - Get Your Free Sign

Stats Maker